الشيخ السبحاني

34

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى )

نيست . به لطف خدا تكيه كن ، و يقين بدان كه او ما را خوار و ذليل نخواهد نمود . سپس با توجّه خاص به سوى خدا چنين گفت : « پروردگارا ! اين نقطه را شهر امن قرار بده ، و اهل آنجا را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند ، از ميوه‌جات برخوردار فرما » . « 1 » وقتى از تپه سرازير مىشد ، به پشت سر نگاهى كرد و لطف و عنايت پروردگار را ، براى آنان درخواست نمود . اين مسافرت اگر چه به ظاهر مشكل و جانفرسا بود ، ولى بعداً روشن شد كه نتايج بزرگى را دربرداشت . زيرا بناى كعبه و ساختن پايگاه بزرگ براى اهل توحيد ، و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در اين منطقه ، و پىريزى يك نهضت عميق دينى كه به وسيلهء خاتم پيامبران در اين مرز و بوم پديد خواهد آمد ، از ثمرات اين مهاجرت بود . چشمهء زمزم چگونه پيدا شد ابراهيم عليه السلام ، عنان مركب خود را به دست گرفت و با چشمى اشك‌بار ، خاك مكه و هاجر و فرزند خود را ترك گفت . چيزى نگذشت كه آب و غذاى آنان تمام شد و پستان « هاجر » خشكيد ؛ حال فرزند رو به وخامت گذارد ؛ سيلاب اشك از چشمان مادرِ دورافتاده به دامنش مىريخت ؛ سراسيمه از جاى خود برخاست تا به نزديك سنگ‌هاى كوه صفا رسيد . از دور منظرهء سرابى را كه در نزديك كوه مروه قرار داشت ، مشاهده كرد . دوان‌دوان به سوى آن شتافت ، ولى تلخى اين دورنماى فريبنده به او بسيار گران آمد . زارى و به هم پيچيدنِ فرزند ارجمند او ، بيش از پيش وى را سراسيمه به هر سو مىكشانيد ، تا اينكه ميان دو كوه « صفا » و « مروه » ، هفت بار به اميد آب حركت كرد و بالاخره مأيوس و نااميد به سوى فرزند بازگشت . نفس‌هاى طفل به شماره افتاده بود و ديگر حالى براى گريستن و ضجه و

--> ( 1 ) . « رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ » . « سورهء بقره / 126 » .